مرگ در ميان درختان سيب
برگهای درخت سيب در آسمان ثابت ماندند، ماه خيره می‌تافت و من ديگر نمی‌توانستم پایم را از پله بالا ببرم. من اين انقباض و سخت شدن را در همه‌ی عمرم «مرگ در ميان درختان سيب» نام می‌گذارم. حلقه‌ی حيات من ازدسترسم دور بود. گفتم:
نمی‌توانم از اين مانع غير قابل فهم رد شوم، و ديگران رد شدند. اما، ما محكوميمم. همه‌مان و اين درختهای سيب‌اند، درخت كوتاه نشدنی كه ما را محكوم كرده‌اند و ما نمی‌توانيم از آنها رد شويم.
از شكنجه‌ها و ويرانگری‌های زندگی يكی همين است:
دوستان ما فرصت نمی‌يابند قصه‌ی خود را تا به آخر بگويند.

«ویرجينيا وولف»


/ 9 نظر / 17 بازدید
نوشی

سلام... تو راستی ويرجينيا ولف هم ميخونی؟ آزيتا شما کارت چيه؟ راستی پسرک از کيفم پول برنداشته. احتمالا باباش بهش پول داده بوده..

فاطمه

سلام ..بابا واسه همين به من از حالا اجازه داده تا قصه ی خودم رو تعريف کنم شايد که آخری داشته باشه ..خوشحال ميشم اگه ببينمت

spider

سلام .دوست مهربونم .بين به نمکی که با هم نخورديم قسم اين آخر بی معرفتی .اسی بگم خدا چيکارت کنه حالا اگه نميتونی جلوی اون شيکم گنده تو بگيری لااقل جلوی اون زبون درازتو بگير .باز چشمت به دونفر خورد خودتو لوس کردی .پس کی تو ميخواهی آدم بشی گاو دريايی .به هر حال آزيتا خانوم ببخشيد که اين بچه اونجا اذيتتون ميکنه .( اسی وای بحالته اگه برگردی خونه يه کاکايويی بهت نشون بدم )

مرتيا

سلام خانومي. اين چيزايي كه نوشتي واقعآ راسته؟؟؟ خدا نكنه. نميخوام بري. بابا ما تازه به هم رسيديم. اميدوارم حالت روز به روز بهتر بشه. دلم گرفت يه عالمه. راستي. من نگم گاو دريايي هم خود رضا ميگه! بعد مياد غر ميزنه!!!!!!!!!!!!!!! ببينيمتون...

ميرزا قلمدون

سلام . من تازه با وب لاگ قشنگتون آشنا شدم . اميدوارم هميشه موفق و پيروز باشين .

فاطمه

دعا می کنم حالتون بهتر بشه

goosfand

سلام وبلاک زيبايی ست جملاتتون زيباست مخصوصاْ نوشته های قبلی اما من معنی اين نوشتتون و يا منظورتون را نفهميدم اشکال از IQ ي منه يا از مشغله زياد من اميدوارم موفق باشيد

sanam sobhy

چه قدر فرصت باقيست تا کلمه عقل بر زبان جاری شود...تا حرکتی اعتماد انگيز انجام گيرد....

مريخي و ونوسي

سلام آزيتا جان اميدوارم هميشه سالم و تندرست باشي من تا حالا هيچ نوشته اي از اون نويسنده نخواندم!!!