سلام
رفته بودم ديدن آزيتا و با من مهربان بود، بسيار. اين يعني حالش خيلي بد است. بيماري است كه حتي نمي‌تواند دراز بكشد، زيرا دردش بيشتر و بدتر خواهد شد. ماندم چه كنم، دفترچه بيمه‌اش را از گوشه‌اي برداشتم و به عكسش نگاهي كردم. گفتم كه بيماري قشنگ‌ترت كرده، لبانش تكان خورد اما من چيزي نفهميدم.
ما را كوچكتر از آني مي‌شمرد كه جلويمان ناله يا شكوه كند، صرفا چشمانش را مي‌بندد وبه دشواري نفس مي‌كشد. صلاح نديدم زياد با حضورم مزاحمت بيشتري برايش ايجاد كنم، فقط هنگام رفتن پرسيدم: كاري از دست من بر نمي‌آد؟ سري تكان داد. باز پرسيدم: هيچ؟ دوباره سرش را تكان داد.
از دست ما كه بلاگش –يا خودش- را دوست داريم، يك كار بر مي‌آيد: دعا. او به ترحم نيازي ندارد، يا به مهرباني‌هاي موقع گرفتاري. قواره‌اش از اين حرف‌ها فراتر است. اما خداوند واسطه‌اي است كه بدون منت مي‌دهد و با مهرباني مماشات مي‌كند و در آن واحد حرف تمام ما را مي‌شنود، بدون اين كه شنيدني، از شنيدن باز داردش.
تو مگو ما را بدان شه بار نيست
با كريمان كارها دشوار نيست
هادي

/ 8 نظر / 21 بازدید
reza

سلام عجيبه چه شباهتی!

نوشی

هادی...چی شده.... آزيتا....؟

خوابگرد

خدايا,خدايا تو با آن بزرگي در آن آسمانها بدين كوچكي آرزويي تواني برآورد آيا؟

goosfand

برای دوست شما ذعا ميکنم که هرچی به سلاحش هست همون بشه نه اون چيزی که ما ذلمون ميخواهد در دل من...... هم ....... چيزی است، مثل يك بيشه‌ی نور، مثل خواب دم صبح و چنان بی‌تابم، كه دلم می‌خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه. دورها آوايی است، كه مرا می‌خواند

روز های مسکو

سبلمی چو بوی خوش آشنايی./ خيلی لطيف و با احساس می نويسی. راستی اين دوستتون چی شده؟ انشالله بلا دوره به هر حال اگر دارويی لازم است که در ايران پيدا نميشه منو خبر کنيد. انشالله که خبر سلامتيشو هر چه زودتر بدين. پيوسته دلت شاد و لبت خندان باد

هستی

سلام دوست عزیز . دعا میکنم به وسعت تمام نیکیهای عالم به حرمت تمام پاکان روزگار و به قداست هر چه قدیس . که معبود عالم شفا بخش جسم و جان همه دردمندان باشد . موفق و سلامت و سربلند باشی عزیز .

جواد

سلام سلام.. ميشه بگيد دقيقاً چي شده؟... من فقط چند روز به اينجا سر نزدم...غير از دعا چي کار ميشه کرد؟.. ميشه بيايم ملاقاتش؟... من خيلي حالم گرفته شد....