كارگردان پر توقع!!!
چند ساله كه توی يه فيلم بازی می‌كنم، يه كارگردان داريم كه هر چی نقش سخته می‌ده به من. موندم بهش چی بگم؟ چرا يه بازيگر نمی‌تونه اونطور كه دلش می‌خواد بازی كنه. به نظر من فی‌البداهگی نشون خلاقيته.
يه وقتايی فكر می‌كنم همه چيز دست خودمه. بعد خلاقانه بازی می‌كنم و بعد می‌فهمم اينم كلك كارگردانه بوده. خلاصه ....
آدم شورشی نيستم. می‌خوام همه چيز به خوبی و خوشی پيش بره. كارگردانمون می‌گه تو جون می‌دی برای نقشای خرحمالی، نقشای كتك‌خوری، نقشای هالوهای ساده، نقشای احمق‌های مهربان... خوب هيچ‌كاری نمی‌شه كرد تو واسه اين نقشا ساخته شدی.
خوب من اين نقشا رو بازی كردم. اگه بخواد بازيم می‌كنم چون من به اين كارگردان يه طورايی مديونم. اما دروغ نمی‌گم، می گم بعد اين همه سال آيا هنوز زمان دادن يه نقش راحت‌تر به من نرسيده؟ سنم روز به روز داره می‌ره بالا، بيماری تحملم رو كم كرده، زير بار گذشته‌ها فرسوده شدم، ولی هنوز به كارگردانمون اميدوارم و هر چند يكبار تو دلم ازش می‌پرسم: بالاخره كی وقتشه؟
كارگردانه پشت‌شو می‌كنه به من و به دستياراش می‌گه: سكانس بعد. بعد می‌رم رو صحنه، بعد نقش خرحمال، نقش كتك خور، نقش هالوی ساده، نقش احمق مهربان و....
دلم از اين نقشا خيلی گرفته.


/ 3 نظر / 20 بازدید
نوشی

بخند آزيتا .... امشبو بخند.

سالار

پس کارگردانتون گیره . راستی بازیگر هم هستی ما نمیدونستیم حالا چه بازی هست. ممنون از نظرت خیلی کامل و خوب بود حتما دربارش فکر میکنم.

مرتيا

آزيتا جون، مثل هميشه نوشته هات قشنگن. ميدوني اينكه يه بازيگر نقششو خوب بازي كنه مهمه خود نقش زياد مهم نيست. لينكتو به وبلاگم اضافه كردم. موفق باشي.