برای تو
من می‌توانم تمام عمرم را صرف نگريستن به زندگی تو كنم: نمايش عقل هرگز كسل‌كننده نيست. حركات تو برای ورق زدن صفحات كتابی كه هرگز وقت خواندن آن را نخواهی داشت. شيوه‌ی تو برای آن كه كاری را به خوبی به پايان برسانی، كاری كه به خاطر آن بايد تنهايی‌ات را به ازای مقدار ناچيزی پول از دست بدهی همه چيز زندگی تو برای من عميقاً آموزنده است. من اگر بخواهم شهامت و بزرگواری زندگی را بشناسم، كافی است كه به تو نگاه كنم و آن چه را می‌بينم، بنويسم.
من از وقتی تو نوشته‌هايم را می‌خوانی، می‌نويسم. از وقتی اولين نامه را نوشتم. نامه‌ای كه نمی‌دانستم مفهومش چيست. نامه‌ای كه معنايش را تنها در چشمان تو می‌يافت. من هيچ‌گاه بيش از سه جمله‌ی‌ اول اين نامه چيزی‌ ننوشته‌‌ام:
هيچ باوری نداشتن. منتظر چيزی نبودن. اميد داشتن به آن كه روزی اتفاق بيفتد. كلمه‌ها از زندگی ما عقب هستند و تو هميشه از آن چه من از تو انتظار داشتم جلوتر بودی.

/ 17 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داداشی

بر زمينه سربی صبح///سوار///خاموش ايستاده است///و يال بلند اسبش در باد///پريشان می شود

kimia

اين بار دوم !

goosfand

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود .............. داغ تو دارد اين دلم جای دگر نمی شود ........... اينی که شما نوشتيد يعنی اين ، و ايکاش کسی باشه که آدم اسن و بتونه براش بخونه!!!!!!!!!

spider

سلام ازيتا خانوم .ميدونی ما هم خيلی خوشحال ميشيم اگه يه روز صبح که سر ميزنيم به بلاگت ببينم شما هم ما رو به اون مطالب قشنگی که مينويسی دعوت کردی.ارادتمند رضا

سالار

سلام آزيتا جان خوبی؟ ممنون که بهم سر زدی وبلاگت داره شلوغ ميشه ها. راستی valentine مبارک

mohsen

سلام...من خيلی لذت بردم وقتی نوشته هات رو خوندم...يعنی اصلا فکر نمی کردم تو اين مايه ها باشه:) دمت گرم...موفق باشی

hichkas

خيلی زيباست.موفق باشی.

مرتيا

سلام آزيتا جونم... چقدر خوشگل نوشتي... خوشحالم كه خوبي...

ata

کجايی آزيتا جوووووون ؟؟