كابوس يك خط
وقتی ساده‌ای، ساده عين همين كاغذ كه سفيد است و بی‌نقش، آنوقت زندگی و آدمها هر چه بخواهند بر تو خواهند نوشت. اينكه زندگی يا ديگران نقشی از غم بر تو بنويسند يا نقشی از شادی دست تو نيست، دست تو نيست، چون تو ساده‌ای.
وقتی ذهن سپيد و ساده‌ات را داری خوشی، اما خوشی تو دير نمی‌پايد، هميشه خطی هست، بله يك خط كه به ساده‌گی‌ات می‌خندد. تقصير خط است يا تو؟ تو نمی‌دانی. هميشه همينطور است. از وقتی زاده می‌شوی تا وقتی كه می‌ميری، كابوس يك خط با توست.
با همه اين خطها تو ساده می‌مانی، چون تو ساده‌ای، ساده عين همين كاغذ كه سفيد است.
تو ساده‌ای پس ساده می‌مانی، چون بايد ساده بمانی.
تو ساده می‌مانی، تقصير زندگی‌است يا تو؟ تو نمی‌دانی. هميشه همينطور است. از وقتی زاده می‌شوی تا وقتی كه می‌ميری، كابوس يك خط با توست.

/ 7 نظر / 19 بازدید
رضوان

سلام. کاش می دونستيم خودمون چطور بايد روی اين کاغذ سفيد بنويسيم٬ و چه بايد بنويسيم٬ تا ديگران٬ و زندگی٬ هر چه که می خواستند بر ما ننويسند..

آبنوس

نوشته هاي تو همچو آواي هر قلب, تپش هاي تندي ست از پي آرزوهاي نيكو. شاد باشي و سربلند

hamid

خيلی مخالفم...ساده بودن با منفعل بودن و تاثير گرفتن يکی نيست...هيچ کس نمی تواند روی کاغذ تو خط بکشد،حتی فکرش را هم نمي کند مگر...تو بگذاری که آنطور با تو رفتار کند.

jjj

بد بود

احسان

[گل]