آقا كلاغه! ديگه چه خبر؟
يه آقا كلاغه هست كه گاهی يه خبرايی از آنور آسمونا واسه‌مون می‌ياره. راست و دروغش پای خودش. گاهی خبراش خالی بندی‌يه و گاهی همه‌مون رو متعجب می‌كنه. راستش يه مدتی‌يه اين آقا كلاغه يه خبرای جالبی آورده نمی‌دونم براتون بگم يا نه می‌ترسم اينام خالی بندی باشه. به هر حال براتون می‌گم. راست و دروغش پای آقا كلاغه:
اون گفته، كارگردانمون (همون كه قبلاً هم ازش براتون گفتم) تصميم گرفته در جواب فيلم رمئوی عاشق، فيلم مجنون عاشق رو بسازه. (باور‌تون می‌شه قراره‌ يكی از نقش‌های مهم رو هم بدن به من، من كه باورم نمی‌شه)، يه اتفاق جالبم افتاده و اون اينه كه هيچی نشده دوتا بازيگر نقش اصلی يعنی ليلی خانوم و آقای مجنون اول كار دعواشون شده. حتماً می‌‌خوايين بدونين دعوا سر چيه. خوب بهتون می‌گم: راستش ليلی خانوم دبه درآورده و می‌گه كه اونم می‌خواد نقش مجنونو داشته باشه. حالا هر چی بقیه حجت و دليل و برهان می‌يارن كه نمی‌شه، ايشون قبول نمی‌كنن. بعضی‌يا نظرشون اينه كه نقش ليلی رو بايد به يكی كه معقول‌تره داد. اما از بخت بد كارگردان هم پاشو كرده تو يه كفش كه يا همين ليلی يا هيچ ليلی ديگه. خلاصه ما هم اين وسط علاف ليلی خانوم هستيم. خدا همه چيز رو بخير كنه.
تو رو خدا شما هم دعا كنين. كه بالاخره ماجرا به خير و خوشی بگذره. اونوقت منم قول می‌دم وقتی فيلممون رو اكران رفت واسه همه‌تون يه بليط افتخاری بفرستم...

/ 10 نظر / 27 بازدید
.

غرض از اين پيام عرض ارادت و سلام ( يعني نگين بي معرفت بهم ) من يه مدت نيستم بايد آف لاين بخونم . شما نوشته وبلاگ من رو بخاطر خودش بخونين نه واسه نظري كه اضافه ممكنه بشه. ضمنا اگه عين اين نوشته رو صد جاي ديگه هم ديديد تعجب نكنين . اكانت كم و دوستان زياد نتيجه اش همينه ! البته فکر کنم شما خونديدش

مهران

سلام آزیتا جان. بلیت در برابر دعا برای لیلی؛ معامله خوبیه. قبول!

غریبه

بمژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم**بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد**مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم/...... ...../جهان پیرست و بی بنیاد از این فرهاد کش فریاد** که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم ....../زتاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل**بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرقچینم ...../جهان فانی و من باقی فدای شاهد و ساقی** که سلطانی عالم را طفیل عشق میبینم. ...../اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست**حرامم باد اگر من جان بجای دوست بگزینم. .............در اوج باشید.. غریبه

مهران

سلام.وا واه پنا بر خدا.تو اين زمونه فقط كلاغا از رو نرفتند. راستي. من رو هم بازي مي دين؟

سوگند

سلام عزیز جان ممنون که اون پیام زیبا رو برام گذاشتی. در ضمن این رو بگم که من خیلی تحت احساسات دیگرون قرار میگیرم زود شاد و سریع غمگین میشم . ولی در کل خانم خیلی شادی هستم. فدات شم سوگند

kimia

اين روزها به کلاغها بيشتر بايد اعتماد کرد تا به روزنامه ها به هر حال ارزوی يک عالم پرستوی زيبا را در اسمان زندگيت می کنم خوشحالم که با هم دوست شديم

داستان‌گو

از اين‌باره مطمئني كه نقش دوم نيستي و حتماً نوقش اولي؟!/ صفحه‌ات عجب اسم عجيبي دارد!/.

spider

بابا حرفه‌ايی . بابا نقش اول . چه عجب شد بلاخره اين خانوم خانوما دست به نوشتنشون باز شد و بعد از يک غيبت طولانی بلاخره سر و کلشون تو بلاگستون پيدا شد .خيلی عجبه .عرض شود که چه نقش اول داشته باشی چه نقش ديوار سر خيابون برای ما فرقی نميکنه فقط لطف کن برای ما چهار تا بليط بفرست .يکی برای من و يکی برای اسی و دوتا هم برای گاو درياييمون چون قلب بزرگی داره روی يک صندلی جاش نميشه . بعدشم به نظر من اون دخترخ ليلی درست ميگه نقش مجنون را بايد بدن به اون چون که اون واقعا مجنونه و گرنه يک همچين حرفی نميزد :) يک چيز هم در مورد کلاغ ها بگم .من يک کتابی داشتم که عنوانش اين بود (( کلاغی که عاشق شد )) توی اون کتاب دنيا رو از ديد کلاغ ها شرح داده بود .من اون کتاب را که خوندم فهميدم که کلاغ ها يا به قول نويسنده اون کتاب غلاغا علاوه بر اينکه خبر رسون های خوبی هستند هميشه راست ميگن .ارادتمند رضا و اسی جون و گاو دريايی مهربون

zahra

سلام سلام :) نه مثله اينکه بازيگری ! فيلمتون ايشالا که اکران ميشه ، حداقل برای يه بليت مجانی ارزش دعا کردن داره :)

لیلی

اولین بار است که برا ی کسی پیامی میفرستم که در جهان فیزیکی نیست آرامش ابدیت مبارک